تبلیغات
وبلاگ لژیون امیر حسین متحملیان - تولد پنجمین سال رهایی
 
وبلاگ لژیون امیر حسین متحملیان
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : امیر حسین متحملیان
پنجشنبه 17 اردیبهشت ماه 95 جلسه نهم از دور بیست و هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 منطقه اصفهان نمایندگی سلمان فارسی به استادی آقای محمد فنایی و نگهبانی آقای مهدی و دبیری آقای محسن با دستور جلسه: "کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن و جشن پنجمین سال رهایی آقای امیرحسین" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


تجربیات بسیار گران بهایی در این کتاب وجود دارد که ازجمله این تجربیات رهایی از اعتیاد است. رهایی از...
پنجشنبه 17 اردیبهشت ماه 95 جلسه نهم از دور بیست و هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 منطقه اصفهان نمایندگی سلمان فارسی به استادی آقای محمد فنایی و نگهبانی آقای مهدی و دبیری آقای محسن با دستور جلسه: "کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن و جشن پنجمین سال رهایی آقای امیرحسین" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


تجربیات بسیار گران بهایی در این کتاب وجود دارد که ازجمله این تجربیات رهایی از اعتیاد است. رهایی از...


خلاصه سخنان استاد:

ابتدا مبعث حضرت رسول اکرم را به همه تبریک می‌گویم. همان جور که دبیر اعلام کردند دستور جلسه امروز کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن هست. من فکر می‌کنم پایه و اساس کنگره 60 در درمان اعتیاد همین کتاب است. تجربیات بسیار گران بهایی در این کتاب وجود دارد که ازجمله این تجربیات رهایی از اعتیاد است. رهایی از اعتیاد یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جامعه بشری است. اما، به‌گونه‌ای اعتیاد در این کتاب تفسیر شده است. برای چه کسانی؟ کسانی که به دنبال درمان بیماری‌شان بوده‌اند ولی نتوانستند از دام اعتیاد رها شوند و راه به‌جایی نبردند.

اما در این کتاب این اتفاق افتاد و سالیان سال است، در کنگره به این نتیجه رسیده‌اند که اعتیاد درمان دارد. در این کتاب اگر شخصی با تفکر و تعقل بنگرد، دقیقاً مثل چراغی خواهد بود که شخصی در تاریکی راهش را گم‌کرده و با این چراغ می‌تواند راهش را پیدا کند.

با توجه به دو تصویر روی جلد کتاب که درون و بیرون انسان را به تصویر می‌کشد. تصویر شماره 1 که اتومبیل در سرما هست. به‌طورکلی سرما در صور ظاهر همان سردی است و در صور پنهان منظور نادانی و ناآگاهی است.

در حقیقت انسانی که در اعتیاد به سر می‌برد تمثیل همان سرما است. کسی که با این کتاب مأنوس شود طبیعتاً از این سرما و سردی مصون می‌شود. ما باید مرتب با این کتاب آشتی باشیم و به آن سر بزنیم.

 

دستور جلسه دوم پنجمین سال رهایی کمک راهنما امیرحسین متحملیان:

امروز من خیلی خوشحال هستم که خداوند به من کمک کرد تا چنین جایگاهی را احساس کنم. اگر انسان بخواهد به هدفی برسد یک‌راه بیشتر وجود ندارد و آن‌هم همت کردن است. امیرحسین هم جزو رهجو هایی بود که در لژیون علاقه وافری برای یادگیری مطالب کنگره داشت. اگر حرفی در کنگره چندین بار تکرار می‌شود کلیشه‌ای نیست مثلاً اگر می‌گویند زود به جلسه بیایید، مطالبی را که راهنما می‌گوید بنویسید.

امیرحسین خدمات زیادی انجام دادند. ازجمله این خدمات، مرزبانی بود که با امیرحسین به خمین می‌رفتیم. در این راه من بسیار لذت می‌بردم. اگر انسان بتواند حقیقتاً در این راه قرار گیرد اولین نتیجه را خودش می‌برد. بازهم به ایشان تبریک می‌گویم و امیرحسین استحقاق جایگاه‌های بالاتری را دارد و انشا الله در کنگره باشم و ببینم.

اعلام سفر مسافر امیرحسین: 

آنتی ایکس: شیشه و تریاک، مدت تخریب: 10 سال، مدت سفر اول: 10 ماه و هفت، روز نام راهنما: آقای محمد فنایی، رهایی: 5 سال و 2ماه و 12 روز

 

آرزوی کمک راهنما آقای امیرحسین؛

آرزو می‌کنم محبتی که در کنگره جریان دارد به گوش جهانیان برسد و در جهان این محبت برقرار شود.

 

آرزوی کمک راهنما خانم نجمه؛

6 سال است به کنگره می‌آیم و 5 سال است که از رهایی‌مان می‌گذرد و 4 سال هست که خدمت می‌کنم و در این پایان لیاقت آغازی جدید را از خداوند می‌طلبم.


سخنان کمک راهنما محترم آقای امیرحسین؛

عید مبعث را به همه تبریک می‌گویم و خداوند را شاکر هستم که توانستم پنجمین سال رهاییم را جشن بگیریم. اگر بخواهیم راجع به اعتیاد سخن گفت شاید ساعت‌ها یا هفته‌ها طول بکشد. ولی چیزی که من امروز می‌خواهم بگوییم، محبت است، چیزی هست که امروز من و شما در کنگره می‌بینیم و لمس می‌کنیم.

امروز داریم می‌بینیم چیزی که در کنگره جریان دارد همان پیوند محبت است. اگر ما پیوند محبت را حذف کنیم هیچ‌چیزی نیست. من در این 5 سال که به کنگره آمدم به دنبال آموزش خودم بودم. اگر یک مصرف‌کننده وارد کنگره شود واقعاً تنها است، با حضور دوستان و همان محبت و در آغوش گرفتن همان سفر اولی شخص بعد از درمان یک استاد می‌شود. من در بدو ورود امیدی به درمان نداشتم، چون تا آن زمان کنگره مصرف‌کننده‌های شیشه را درمان نکرده بود و شاید خیلی کم بودند. ولی اتفاقی افتاد که باورش برای دیگرانی که در بیرون از کنگره هستند ناباورانه هست برای من اتفاق افتاد.

من قصد کمک راهنما شدن نداشتم، بیشتر می‌خواستم خرابی‌هایی را که به وجود آورده بودم را جبران کنم. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد و من در حال حاضر 5 سال است که در کنگره حضور داردم. آن نیروهایی که اختیار را از انسان گرفتند دست‌بردار از زندگی ما نیستند. بعد از درمان فراز و نشیب‌ها هست، سختی‌ها و شیرینی‌ها هست و این نیست که من بگویم سفرم تمام شد و از کنگره بروم. این موضوع را زمانی متوجه می‌شویم که شال کمک راهنمایی را گرفته باشیم.

کمک راهنما فقط راه را نشان می‌دهد و آرامش و خوشی‌ها برای خود راهنما است. طی کردن مسیر راه به عهده خود شخص است. ما وقتی به سفر دوم می‌رسیم تازه به سطح می‌رسیم و نگاه ما باید نگاه آموزش پذیری باشد. چه زمانی این نگاه به وجود می‌آید زمانی که یک کمک راهنما می‌شوید. چرا چون زمانی که می‌خواهید یک‌حرفی را به رهجویت بزنید باید خودتان به عمل تبدیل کرده باشید.

برای رسیدن به درمان باید طلب کرد و گذشت داشته باشید، از چیزهایی که دوست‌ دارم، از سرچراغی مغازه باید بگذریم، از ساعت کار باید بگذرید، از حرف پامنقلی باید بگذرید، اول درمان، بعد کار. باید بدانیم که هدفمان از درمان شدنم چیست.

 


سخنان کمک راهنما محترم خانم مرجان؛

خیلی خوشحالم که امروز در این جشن حضور دارم. قطعاً این زوج کمک راهنما توانسته‌اند از طوفان اعتیاد عبور کنند. کسی که از این طوفان با تمام وجودش عبور بکند می‌تواند توانایی‌های را به دست آورد برای غلبه بر طوفان‌های دیگر در زندگی، که این دو عزیز توانستند چنین کاری انجام دهند. چون چیزی را که به دست آورند فقط برای خودشان نگه نداشتند و به دیگران عرضه کردند.

مطمئناً برای انسان‌هایی که در این دام بودند زحمت کشیدند و دست‌خالی برنگشتند. انسان‌هایی که برای بهروزی و موفقیت دیگران تلاش می‌کنند از این حلقه تا حلقه‌هایی دیگر زندگی می‌کنند. اگر پایانی برای خدمات هر عزیزی گذاشته می‌شود، قطعاً علامت دیگری است برای این‌که اثر و نشانه دیگری از خودشان بر جا بگذارند.


سخنان کمک راهنمای محترم خانم نجمه؛

خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر در جشنی به یاد ماندی در زندگی‌ام هستم و شاید عزیزانی که در اینجا حضور دارند، عده‌ای از آن‌ها را من نمی‌شناسم ولی به‌واسطه پیوند محبت که در کنگره به من آموزش داده‌شده همه عزیزان من هستند. تبریک می‌گویم مبعث حضرت رسول و شکر گذار خداوند هستم. از خانواده آقای مهندس دژاکام تشکر می‌کنم، از همسرم تشکر می‌کنم که در کنگره ماند و من توانستم از این دریای بی‌کران کنگره 60 استفاده کنم. از خانم مرجان و آقای فنایی تشکر می‌کنم. از دخترم تشکر می‌کنم که اگر حضور نداشت شاید من و امیرحسین در کنار هم نمی‌توانستیم زندگی کنیم.

کنگره به من آموزش‌های زیادی داد. یکی از این آموزش‌ها این بود که آدرس خودم را به خودم داد و خیلی از مشکلاتی که داشتم و با آن منیت و غروری که داشتم نمی‌توانستم آن‌ها را ببینم. خدا را شکر که توانستم در هر مشکلی که برایم پیش می‌آمد به خودم سر بزنم و ببینم که سهم من از این مشکل چقدر بود.

سخنان همسفر فاطمه؛

تولد پدرم را تبریک می‌گویم به آقای فنایی، خانم مرجان و آقای مهندس.

 







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اسفند 1396 08:54 ب.ظ
سلام! این پست نمی تواند بهتر نوشته شود!
خواندن از طریق این پست به من یادآوری می کند
همسر قبلی شما! او همیشه در مورد این چت صحبت کرد.
من این پست را برای وی خواهم فرستاد. کاملا مشخص است که او یک
خوب خواندن با تشکر برای به اشتراک گذاری!
جمعه 4 اسفند 1396 09:21 ب.ظ
چطوری من می دانم این نوع از موضوع است اما من تعجب کردم اگر
شما می دانید که من می توانم یک پلاگین captcha برای فرم نظر من دریافت کنم؟
من از همان پلت فرم وبلاگ به عنوان شما استفاده می کنم و من دارم
مشکلات پیدا کردن یک خیلی ممنون!
چهارشنبه 10 آبان 1396 06:39 ق.ظ
ممنون از وبلاگ خوبتون
پنجشنبه 20 مهر 1396 08:21 ب.ظ
ممنون لطفا توضیحات کامل تری قرار دهید
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:28 ب.ظ
Everything is very open with a precise explanation of the issues.
It was really informative. Your website is very useful.
Many thanks for sharing!
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:05 ق.ظ
I always used to study piece of writing in news papers but now as I am a
user of net therefore from now I am using net for articles or reviews,
thanks to web.
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:20 ب.ظ
I constantly spent my half an hour to read this web
site's articles all the time along with a cup of coffee.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :